تبلیغات
English Text - ماجرای تصادف آقا و خانم !
 
English Text
A woman and a man are involved in a car accident...

Both of their cars are totally demolished but amazingly neither of them are hurt.

After they crawl out of their cars, the woman says, "So you're a man, that's interesting. I'm a woman. Wow, just look at our cars! There's nothing left, but fortunately we are unhurt...

This must be a sign from God that we should meet and be friends and live together in peace for the rest of our days."

Flattered, the man replied, "Oh yes, I agree with you completely!"

This must be a sign from God!" The woman continued, "And look at this, here's another miracle. My car is completely demolished but this bottle of wine didn't break...

Surely God wants us to drink this wine and celebrate our good fortune."

Then she hands the bottle to the man. The man nods his head in agreement, opens it and drinks half the bottle and then hands it back to the woman. The woman takes the bottle, immediately puts the cap back on, and hands it back to the man.

The man asks, "Aren't you having any?"

The woman replies, "No. I think I'll just wait for the police..."

ماجرا از این قراره كه یه روز یه راننده زن و مرد توی خیابون با هم تصادف میكنن . مقصر زنه بوده و كلی ماشین مرده داغون شده بوده . تقریبا 60٪ خسارت . بعد زنه از ماشین پیاده میشه و شروع میكنه به چرب زبونی و مخ زنی و میگه : وای چه  جالب كه ما بهم خوردیم واقعا هیجان انگیز نیست ببیبن همه دارن راشونو میرن و ما باهم تصادف كردیم . خیلی جالبه من  فكر كنم كه ما با ید روز خوبی رو در كنار هم داشته باشیم و از این جور صحبت ها . بعد مرده هم كه حساس ... میگه آره

كاملا حق با شماست برای من هم خیلی جالبه كه ما با هم تصادف كردیم . شاید كه ما بتونیم باهم خوش باشیم و كلی چرت و پرت دیگه . بعد زنه میگه نگاه كن ببین با اینكه ماشین داغون شده ولی این شیشه مشروب سالم مونده این یه  معجزه است . بیا غم دنیا رو بی خیال شیم و این شیشه مشروب رو بخوریم . بعد درش رو باز میكنه و میده به مرده . مرده  هم كه حساس ... از زنه میگیره و نصفش رو میره بالا بعد شیشه رو میده به زنه و میگه توهم بزن روشن شی بخور تا حال  كنیم . زنه شیشه رو میگیره و درش رو میبنده منتظر میشه . مرده میگه با حالت مستی شرا پش تو اژش نمیخوری ؟

زنه میگه فكر كنم كه بهترین كار اینه كه منتظر پلیس بشیم تا بیاد و پدرت رو در بیاره . مرتیمه مست كردی نشستی پشت فرمون و اومدی تو خیابون ؛ میدونی چه مجازاتی در انتظارته ؟ میدم پدرت رو در بیارن . پدر سوخته و .... كلی فش دیگه . این خانم ها رو كه میشناسین كافیه موتورشون راه بیفته دیگه عمرا هیچی جلو دارشون نیست . البته با عرض احترام خدمت  تمام خانم های این فروم .

لازم به ذكره كه این متن خلاصه شده بود . اگه متن لاتین رو مطالعه كردین و دیدین كه هیچ كدوم از حرفای من توش نیست تعجب نكنید





نوع مطلب : داستان کوتاه، 
برچسب ها : متن انگلیسی، داستان انگلیسی،





تبلیغات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه