English Text
یکشنبه 19 خرداد 1387

عاشق بودن.....!

 بر پا ساختن ستون های استوار بر بناهای احساسات است

 ولی جایی نیز برای تغییر بگذار . چون.........!

 داشتن احساس یکسان در تمام عمر برای رشد تجربه و آموختن نمی گذارد .

 

   To love some one…..!

  Strong bas for your feelings but leare room

  For some fluctuation . beacaose……!

  No room for growth experience and learning .

 



ادامه مطلب ..


نوع مطلب : متن ادبی، 
برچسب ها :
پنجشنبه 9 خرداد 1387

If you should die
before me, ask if you
could bring a friend.

-- Stone Temple Pilots

اگر تو خواستی قبل از من بمیری

بهم بگو که می خوای یه دوست رو هم همراه خودت ببری یا نه .



ادامه مطلب ..


نوع مطلب : متن ادبی، 
برچسب ها :
چهارشنبه 1 خرداد 1387

It is impossible to capture in words

نمی توان درواژه ها گنجاند

The feeling I have for you

احساس من را به تو

They are the strongest feeling that I

احساس من به تونیرومندترین احساسی است

Have ever had about

که تاکنون داشته ام

Yet when I try to tell you them

با این حال هنگامی که می خواهم آنرا به تو بگویم

Or try write them to you

یا حتی آنرا برایت بنویسم

The words do not even begin to touch

واژهای را نمی یابم که حتی بتواند

The depths of my feelings

.....احساسی نزدیک به ژرفای احساس مرا بیان کند



ادامه مطلب ..


نوع مطلب : متن ادبی، 
برچسب ها :
جمعه 24 اسفند 1386

Solituda

Redamdo por la via
Como un pobre peregrino
Encerrado en la puerta
Que no me quede un amigo
Y estami mar amarrada
Abandonada y solito
Pero mi vida , se enclavara
Se enclavara como las aguas de un rio.....
pero mi vida , se enclavara
Como las aguas que un hombre
He vivido....



ادامه مطلب ..


نوع مطلب : متن ادبی، 
برچسب ها :
چهارشنبه 1 اسفند 1386

Hey you, out there on your own
Sitting naked by the phone
Would you touch me?
Hey you, with you ear against the wall
Waiting for someone to call out
Would you touch me?
Hey you, would you help me to carry the stone?
Open your heart, I'm coming home.

 
 
«آهای، تو كه آن بیرون در سرما ایستاده‌ای/ تو كه پیر می‌شوی، تنها می‌شوی/ می‌توانی مرا حس كنی؟/ آهای، تو كه در راهروها ایستاده‌ای/ با پاهایی كه می‌خارند و لبخندهای بیرنگ/ می‌توانی مرا حس كنی؟/ آهای تو! كمكشان نكن تا روشنایی را به خاك بسپارند/ بی‌آنكه بجنگی تسلیم مشو/ آهای تو كه آنجا در افكار خودت، برهنه كنار تلفن نشسته‌ای/ می‌خواهی به من دست بزنی؟/ آهای تو كه گوش بر دیوار گذاشته‌ای/ منتظری تا كسی صدایت بكند/ می‌خواهی به من دست بزنی؟/ آهای تو، كمكم می‌كنی كه سنگ را به دوش بكشم؟/ قلبت را بگشا، به خانه می‌آیم/....



ادامه مطلب ..


نوع مطلب : متن ادبی، 
برچسب ها :
پنجشنبه 20 دی 1386

has written in "there is spiritual solution to every problem"
Yes, you can literally rid yourself of any and all problems by seeking and implementing spiritual solutions. I have explained what I mean by spiritual, problems and solutions...
1- Everything in our universe is nothing more than energy. That is, at the very core of its being, everything is vibrating to a certain frequency
. .



ادامه مطلب ..


نوع مطلب : نقل قول، 
برچسب ها :
پنجشنبه 6 دی 1386

True friendship

is
like sound health;
the value of it is
seldom known
until it is lost.


دوستی واقعی مثل سلامتی هست

ارزش اون رو معمولا تا وقتی که از دستش بدیم نمی دونیم
----------------------------------------------------



ادامه مطلب ..


نوع مطلب : متن ادبی، 
برچسب ها :
چهارشنبه 28 آذر 1386

I know you won't come back
می دانم که دیگر  باز  نخواهی گشت

Everything that was .Time has left is behind
هر چه که بود دیگه گذشته و
زمان اونو پشت سر گذاشته
 
I know that you won't return
می دانم که دیگر  باز  نخواهی گشت
What happened between us
اون چیزی که بین ما اتفاق افتاد
Will never be repeated
دیگه هرگز تکرار نخواهد شد
 



ادامه مطلب ..


نوع مطلب : متن ادبی، 
برچسب ها :

A LIGHT IN THE ATTIC

There's a light on in the attic.
Though the house is dark and shuttered,
I can see a flickerin flutter,
And I know what it's about
.

چراغی زیر شیروانی

خانه تاریک است، کرکره ها بسته
در اتاق زیر شیروانی، اما، چراغی روشن است.
سوسوی لرزانش را می بینم
و می فهمم یعنی چه....



ادامه مطلب ..


نوع مطلب : متن ادبی، 
برچسب ها :
پنجشنبه 1 آذر 1386

 

FROG  
 قورباغه ها
 
Once upon a time there was a bunch of tiny frogs.... who
 
arranged a running competition.

روزی از روزها گروهی از قورباغه های کوچیک تصمیم گرفتند که با هم مسابقه ی دو بدند.



ادامه مطلب ..


نوع مطلب : داستان کوتاه، 
برچسب ها :



( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   


تبلیغات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic