English Text

answer the phone by left ear
برای صحبت با موبایل از گوش چپ استفاده كنید. do not drink coffee twice a day
روزانه بیش از دو فنجان قهوه ننوشید.
do not take pills with cool water
قرص و داروها را با آب خیلی سرد تناول نكنید.
do not have huge meals after 5pm
بعد از ساعت 5:00 از خوردن غذای چرب خوداری كنید.
reduce the amount of tea you consume
مصرف چای روزانه را كم كنید
reduce the amount of oily food you consume
از مقدار غذای چرب و اشباع شده با روغن در وعده های غذایی كم كنید
drink more water in the morning, less at night
در صبح آب بیشتر و در شب آب كمتر بنوشید.

keep your distance from hand phone chargers
از گوشی موبایل در زمان شارژ شدن دوری كنید.
do not use headphones/earphone for long period of time
از سمعكهای تلفن ثابت و موبایل برای مدت طولانی استفاده نكنید.
best sleeping time is from 10pm at night to 6am in the morning
بهترین زمان خواب از ساعت 10:00 شب تا ساعت 6:00 صبح است
do not lie down immediately after taking medicine before sleeping
بعد ازخوردن دارو فورا" به خواب نروید.
when battery is down to the last grid/bar, do not answer the phone as the radiation is 1000 times
زمانیكه باتری موبایل ضعیف است با جایی تماس نگیرید و تماس كسی را جواب ندهید چون در این حالت امواجی كه گوشی منتشر می كند 1000 برابر است.
forward this to those whom you care about
لطفا" به هركسی كه نگران سلامتی او هستید بفرستید





نوع مطلب : مقاله تخصصی،  متن خبری،  عمومی، 
برچسب ها :

Love and cough can not be hide

Love and light can not be hide

Love and cough and ignorance can not be hide

 

این مثل در بیان عدم امکان پنهان کردن عشق ئ مشک و دود و سرفه و جهل است .

فرانسویها می گویند : عشق و دود و سرفه را نمی توان پنهان کرد

 مولانا می فرماید :

عشق ، بوی مشک دارد ، زان سبب رسوا بود

                                          مشک را کی چاره باشد ، از چنین رسوا شدن

ایرانشاه می گوید :

نهانی نماند همی مشک و مهر

                                   تهیدست را بد بود رنگ چهر

تمثیل :

آب چشمم راز دل یک یک به مردم باز گفت

                      عاشقی و مستی و دیوانگی نتوان نهفت





نوع مطلب : اصطلاحات و ضرب المثل، 
برچسب ها :

 


 

The way to a man's heart is thrugh his stomach

 

این یک مثل " اسپانیایی " است که می گوید :   اگر میخواهی اختیار شوهرت را در دست بگیری اختیار شکمش را در دست بگیر !

 

برای رخنه و نفوذ به قلب مردها باید از طریق شکم وارد شد !

 

جان دهد بنده ، چو نانش دهی !!





نوع مطلب : اصطلاحات و ضرب المثل، 
برچسب ها :
دوشنبه 28 بهمن 1387

 

Three Gods:
Part I
Engulf
seduce
give pleasures to the blowing trees
and the friends they’ve found in the animals
of your kingdom
You offer simpleness
solitude and secrecy. From life’s
troubles-
You feel like my soul in the afternoon
just before the sunset-
golden with pieces of heavenly light
Give me this feeling always
Kiss me with your stars, comets, and glow
your plush onyx pillow, keeps me warm
feeling at home
engulfing me
seducing me-
giving me pleasures as you do the trees
and the lovers of your kingdom

 



ادامه مطلب


نوع مطلب : متن ادبی، 
برچسب ها :
دوشنبه 28 بهمن 1387

eserin sonuna git
I will affect you slowly / Richard Brautigan

I'll affect you slowly
as if you were having
a picnic in a dream.
There will be no ants.
It won't rain.
______


به آرامی دوستت خواهم داشت
انگار که در رویاهات به یک پیک نیک رفته باشی
درحالیکه مورچه ای در کار نخواهد بود
و بارانی نخواهد بارید.

 





نوع مطلب : متن ادبی، 
برچسب ها :
دوشنبه 28 بهمن 1387


If you will die for me,
I will die for you
and our graves will be like two lovers washing
their clothes together
in a laundromat
If you will bring the soap
I will bring the bleach.

Richard Brautigan

رومئو و ژولیت

اگه برام بمیری
برات می میرم
و قبرهامون مثل دو تا عاشق می شن
که با هم دیگه
توی یه ماشین لباسشویی ِ خودکار
لباساشون رو می شورن
اگه تو صابون بیاری
من سفید کننده رو میارم.





نوع مطلب : متن ادبی، 
برچسب ها :
دوشنبه 21 بهمن 1387


از خدا خواستم عادت های زشت را ترکم بدهد .

خدا فرمود : خودت باید آنها را رها کنی.

I ask God to take away my bad habit .

God said , no

It is not for me to take away , but for you to give it up .

از او خواستم روحم را رشد دهد . 

فرمود : نه تو خودت باید رشد کنی .

من فقط شاخ و برگ اضافی ات را هرس می کنم تا بارور شوی .

I asked God to make my spirit grow.

God said, no.

 You must grow on your own!

  But I will prune you to make you fruitful .

از او خواستم لااقل به من صبر عطا کند .

فرمود : صبر حاصل سختی و رنج است .

 عطا کردنی نیست ، آموختنی است .

I ask God to grant me patience .

God seaid , no

Patirnce is a byproduct of tribulation

It isn't granted , it is learned .

گفتم : مراخوشبخت کن .

 فرمود :  نعمت " از من خوشبخت شدن ازتو .

I asked God to give me happiness .

God seaid , no .

I give you blessings ;

Happiness is up to you .

  از او خواستم مرا گرفتار درد وعذاب نکند .

 فرمود : رنج از دلبستگی های دنیایی جدا و به من نزدیک ترت می کند .

I askesd God to spare me pain .

God said , no .

Suffering draws you apart from worldly cares and brings you closer to

me . 

  از خدا خواستم کمکم کند همان قدر که او مرا دوست دارد ، من هم دیگران را دوست

 بدارم .

خدا فرمود : آها ، بالاخره اصل مطلب دستگیرت شد !

I asked God to help me love others , as much as He loves me .

God said : Ahah , finally you have the idea .

همه با هم بگویید : خدایا مرا ده ، که آن به .





نوع مطلب : ترجمه دعا،  متن ادبی، 
برچسب ها :

مقصد زندگی(به دو زبان فارسی و انگلیسی) www.miadgah.orgThe purpose of life
A long time ago, there was an Emperor who told his horseman that if he could ride on his horse and cover as much land area as he likes, then the Emperor would give him the area of land he has covered.
Sure enough, the horseman quickly jumped onto his horse and rode as fast as possible to cover as much land area as he could. He kept on riding and riding, whipping the horse to go as fast as possible. When he was hungry or tired, he did not stop because he wanted to cover as much area as possible.
Came to a point when he had covered a substantial area and he was exhausted and was dying. Then he asked himself, "Why did I push myself so hard to cover so much land area? Now I am dying and I only need a very small area to bury myself."
The above story is similar with the journey of our Life. We push very hard everyday to make more money, to gain power and recognition. We neglect our health , time with our family and to appreciate the surrounding beauty and the hobbies we love.
One day when we look back , we will realize that we don't really need that much, but then we cannot turn back time for what we have missed.



ادامه مطلب


نوع مطلب : داستان کوتاه، 
برچسب ها :

www.miadgah.ir خدا را سپاس...  I Am Thankful....

I Am Thankful....

I can see the beauty all around me.
There are those whose world is always dark

خدا را سپاس

من میتونم تمام زیبایی های پیرامونم را ببینم

کسانی هستند که دنیا یشان همیشه تاریک و سیاه هست

 

I am Thankful...
I can walk.
There are those who have never taken their first step.

خدا را سپاس

من میتونم راه برم ..کسانی هستند که هیچوقت نتونسته اند. حتی یک قدم بردارند

 

I Am Thankful ...

My heart can be broken.
There are those who are so hardened they cannot be touched

خدا را سپاس

که دل رئوف و شکننده ای دارم

کسانی هستند که این قدر دلشون سنگ شده که هیچ محبت و

احساسی رو درک نمیکنن

 



ادامه مطلب


نوع مطلب : متن ادبی،  ترجمه دعا، 
برچسب ها :

www.miadgah.org مهر مادری (بادو زبان فارسی و انگلیسی)

My mom only had one eye. I hated her... she was such an embarrassment.

مادر من فقط یك چشم داشت . من از اون متنفر بودم ... اون همیشه مایه خجالت من بود

She cooked for students & teachers to support the family.

اون برای امرار معاش خانواده برای معلم ها و بچه مدرسه ای ها غذا می پخت

There was this one day during elementary school where my mom came to say hello to me.

یك روز اومده بود دم در مدرسه كه به من سلام كنه و منو با خود به خونه ببره

I was so embarrassed. How could she do this to me?

خیلی خجالت كشیدم . آخه اون چطور تونست این كار رو بامن بكنه ؟


 



ادامه مطلب


نوع مطلب : داستان کوتاه، 
برچسب ها :


( کل صفحات : 3 )    1   2   3   


تبلیغات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic